/style.css" type="text/css" rel="stylesheet" ?>/style.css" type="text/css" rel="stylesheet">

" آی عشق "

همه لرزش دست و دلم از آن بود

که عشق

پناهی گردد،

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق، آی عشق

چهره ی آبی ات پیدا نیست.

و خنکای مرهمی

بر شعله ی زخمی

نه شور شعله

بر سرمای درون.

آی عشق ، آی عشق

چهره ی سرخ ات پیدا نیست.

غبار تیره ی تسکینی

بر حضور وهن

و دنج رهایی

بر گریز حضور،

سیاهی

بر آرامش آبی

و سبزه ی برگچه

بر ارغوان 

 آی عشق، آی عشق

رنگ آشنایت پیدا نیست

" فریدون مشیری "



تاريخ : یکشنبه ٦ دی ۱۳٩٤ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فرنازعطایی | نظرات ()
  • خوشنویسان | الگوریتم