/style.css" type="text/css" rel="stylesheet" ?>/style.css" type="text/css" rel="stylesheet">

🌺" اخرین سه شنبه اسفند نود و چهار "🌺

❤️🌹اخرین سه شنبه اسفند نود و چهار
از خواب بیدارشدم...
با صدای شرشر ناودان
با صدای چک چک باران
چه باران شاعرانه ایست!
روح زندگی پیوسته می تپد...
در من می دمد...
نفس هایم را از باران و بهار پر می کنم...
چه حال و هوایی ست...
مرا یاد باران و جنگل های گیلان می اندازد...
مرا برای شمال و دشت هایش بی تاب می کند...
هوایی ست عجیب تک نفره...
زیر باران که می گویند باید رفت
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
همین حالاست...
دلم می خواهد بروم زیر باران
روزهای سالی که گذشت را قدم بزنم...
زیر باران دراز بکشم و به سقف تبدار آسمان خیره شوم...
دلم نوازش قطره های باران را می خواهد
که روی شیشه پنجره
پاک و معصوم ارمیده اند...
دلم برای شبنم ها تنگ است...
برای لمس تن برگ...
برای یکی شدن با روح گیاه...
دلم تنگ است...❤️🌹
" ف. عطایی "



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٤ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فرنازعطایی | نظرات ()
  • خوشنویسان | الگوریتم